تبليغاتX
نـاصــر عـبـداللهـی را چـه شــد ؟
سـتـاره بود ، غـزل بود ؛ تـرانـه بود و تــو بودي .:. هـزار حـادثـه ، امـا بـهـانه بود و تــو بودي
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


نـاصــر عـبـداللهـی را چـه شــد ؟







یک بار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد.

پس نگو!... نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست، قبول ندارم!

گرچه به ظاهر جسم خسته است ولی دل دریایی ست، تاب و توانش بیش از اینهاست.

دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد... باشد!

دوست خواهم داشت بیشتر از دیروز، باکی ندارم از هیچکس و هر کس که تو را دارم عزیز...

 

+  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 12:9  ...  الهه 


او که از ناصر بنویسد لطف دیگری دارد. شاید چون تمام ِ " آذر ِ آتش گرفته " را منتظر بودم که یک روز بلاگش با این پست به روز شود که: ناصریا به هوش آمد...

 

سیاورشن دلتنگ تر از همیشه، با عکسی از ناصریا در خانه ی پدری...

[به همین زودی یک سال گذشت؟...] 

+  شنبه 13 مرداد1386ساعت 11:38  ...  الهه 


روز پــدر بود و بـابـای نینـا نبـود.....
+  شنبه 6 مرداد1386ساعت 12:49  ...  الهه